-دستت رو بذار دور کمرم و لبات رو بذار روي لبام و از شيريني وجودم بنوش - -> از طرف نوشابه
-ترکه يخچالش برفک ميزده. ميره آنتنش رو تکون ميده
-ترکه بچش رو پرت ميکنه هوا يادش ميره بگيرش
- به ترکه ميگن کردن رو صرف کن. ميگه : کردم. کردي. مُرد.
-اصفهانيه ۱۰۰۰ تا صلوات نذر ميکنه. براي اداي نذرش ميره وسط ورزشگاه آز ادي داد ميزنه محمدياش صلوات !!
-ترکه ميره بدن سازي بهش ميگن هفته اول بدنت درد ميگيره. ميره از هفته دوم مياد
- اصفهانيه اکس ميزنه. تاکسي دربست ميگيره
-سرهنگه ميره پادگان ميبينه همه بدون شرت راه ميرن. ميگه اينجا چه خبره ؟ ميگن يه سرباز قزويني فرار کرده. براش تله گذاشتيم
- سلام عزيزم. خيلي دوستت دارم. نمي خوام از دستت بدم. پس لطف کن که بعد از ساعت ۹ بيرون نري که مامورهاي شهرداري نبرنت
-ترکه داشته پرتقال پوست ميکنده. خدا خدا ميکنه که موز در بياد
-از بسيجيه ميپرسن ساعت چنده ؟ ميگه هر چي آقا بگه !!
-ترکه به رفيقش ميگه بعد از دو سال پازلم رو درست کردم. !! رفيقش بهش ميگه يه کم زياد وقت نذاشتي ؟!! ميگه نه بابا. رو جعبه اش نوشته بود : ۲ تا ۳ سال !!!
برگرفته از وبلاگ : http://amirpouya.MihanBlog.com/