تبليغاتX
اینترنت معدن طلای قرن 21 - جوک دوم
پول

-دستت رو بذار دور کمرم و لبات رو بذار روي لبام و از شيريني وجودم بنوش - -> از طرف نوشابه

-ترکه يخچالش برفک ميزده. ميره آنتنش رو تکون ميده

-ترکه بچش رو پرت ميکنه هوا يادش ميره بگيرش

- به ترکه ميگن کردن رو صرف کن. ميگه : کردم. کردي. مُرد.  

-اصفهانيه ۱۰۰۰ تا صلوات نذر ميکنه. براي اداي نذرش ميره وسط ورزشگاه آز ادي داد ميزنه محمدياش صلوات !! 

-ترکه ميره بدن سازي بهش ميگن هفته اول بدنت درد ميگيره. ميره از  هفته دوم مياد  

- اصفهانيه اکس ميزنه. تاکسي دربست ميگيره

 -سرهنگه ميره پادگان ميبينه همه بدون شرت راه ميرن. ميگه اينجا چه خبره ؟ ميگن يه سرباز قزويني فرار کرده. براش تله گذاشتيم

- سلام عزيزم. خيلي دوستت دارم. نمي خوام از دستت بدم. پس لطف کن که بعد از ساعت ۹ بيرون نري که مامورهاي شهرداري نبرنت

 -ترکه داشته پرتقال پوست ميکنده. خدا خدا ميکنه که موز در بياد

 -از بسيجيه ميپرسن ساعت چنده ؟ ميگه هر چي آقا بگه !!

 -ترکه به رفيقش ميگه بعد از دو سال پازلم رو درست کردم. !! رفيقش بهش ميگه يه کم زياد وقت نذاشتي ؟!! ميگه نه بابا. رو جعبه اش نوشته بود‌ : ۲ تا ۳ سال !!! 

 

برگرفته از وبلاگ : http://amirpouya.MihanBlog.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 12:3  توسط من  |